مؤلف مجهول
33
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
رعايت كرده است « 1 » . اين قطعههاى شعرى از سويى ، جنبهء تأثيربخشى حكايت را تقويت مىكند ، و از سوى ديگر ، براى درك روشنتر واقعه كمك مىرساند ، يعنى كه اين شعرها اهميت تأريخى نيز دارند . چنانچه ضمن تفسير محاربهء بزرگ لشكرهاى بخارا و خوقند كه سال 1220 / 1841 در نواحى اوراتپه « 2 » به وقوع پيوست و با شكست سنگين طرف خوقند انجاميد ، اين پارهء شعرى نقل شده است : فراوان ز خوقنديان كشته شد ، * بيابان همه پشته در پشته شد نه چندان غنيمت به لشكر رسيد ، * كه اندازهاى نايد آن را پديد ز سيم و زر و زيور و لعل و در * منازل كران تا كران گشته پُر بعضى از اقتباسات شعرى در كتابهاى ديگر نيز به نظر مىرسند ، چنانچه اين شعر ( در برگ 24 « ب » ) : خدايا ، تو اين شاهِ درويش دوست ، * كه آسايش خلق در ظل اوست ، بسى بر سر خلق پاينده دار ! * به توفيق طاعت دلش زنده دار ! غم از دشمن ناپسندش مباد ! * وز انديشه بر دل گزندش مباد ! در كتاب مير عالم بخارايى فتحنامهء سلطانى نيز موجود است « 3 » . مؤلف ظفرنامهء خسروى نام صاحب شعر را ذكر نمىكند ؛ ولى گمان مىرود كه اكثر آنها متعلق به خود او باشد . متن ظفرنامهء خسروى نشان مىدهد كه نويسندهء آن صاحب فضل و كمال بوده است . جز اينكه نثرش پخته و روان است و جاجا از شعر آرايش يافته است ، نامهاى زيادى ، چه از تاريخ و فرهنگ خودى و چه بيگانه ، در تشبيه و كنايه آمده است ؛ مانند : « رستم دستان » ، « زال زر » ، « اسكندر ثانى » ، و . . . به عنوان مثال ، توصيفى را مىتوان آورد كه نويسنده در
--> ( 1 ) . در مجموع ، قريب يك هزار مصراع شعر به نظر رسيد . ( 2 ) . ناحيهاى است با همين نام در شمال تاجيكستان . ( 3 ) . اين نسخه به شمارهء 1838 در گنجينهء دستنويسهاى « بيرونى » تاشكند نگهدارى مىشود . شعر موردنظر در برگ 87 « الف » مذكور است .